سفارش تبلیغ
صبا ویژن

یادداشت‌‌های جواهری

خدای متعال در آیه 112 سوره نحل می‌فرماید: 

وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْیَةً کانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً یَأْتیها رِزْقُها رَغَداً مِنْ کُلِّ مَکانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ‏ بما کانُوا یَصْنَعُونَ

 

و خدا [براى پندآموزى به ناسپاسان‏] مَثَلى زده است: شهرى را که امنیت و آسایش داشت و رزق و روزىِ [مردمش‏] به فراوانى از همه جا برایش مى آمد، پس نعمت خدا را ناسپاسى کردند، در نتیجه خدا به کیفر اعمالى که همواره مرتکب مى‏ شدند، بلاى گرسنگى و ترس فراگیر را به آنان چشانید.

یکی از مهم‌ترین نعمت‌های الهی برای هر جامعه رهبر عالم عامل آگاه به زمانه و متدین است. مبتنی بر این آیه، اگر مردم با چنین شخصیتی- به ویژه اگر تجربه و سابقه او بر علم و آگاهی و بصیرت او مهر تأیید زده باشد- همراهی نکرده و تخطیط او را نافرجام کنند، به گرسنگی و ترس مبتلا می‌شوند و اگر چنین شد تنها راه علاج بازگشت به مسیر صحیح است. 

نکته دیگر این که اگر به دلیل رفتار نادرست غالب افراد یک جامعه بلایی این چنین یا شبیه آن‌ نازل شد، آیا کسانی که مبرای از چنین کفران نعمتی بوده‌اند نیز مشمول خواهند بود؟

پاسخ قرآنی آن مثبت است. داستان قرآنی ذیل مطلب را روشن می‌کند: 

إِنَّا بَلَوْناهُمْ کَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّها مُصْبِحِینَ (17) وَ لا یَسْتَثْنُونَ (18) فَطافَ عَلَیْها طائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَ هُمْ نائِمُونَ (19) فَأَصْبَحَتْ کَالصَّرِیمِ (20) فَتَنادَوْا مُصْبِحِینَ (21) أَنِ اغْدُوا عَلى‏ حَرْثِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صارِمِینَ (22) فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ یَتَخافَتُونَ (23) أَنْ لا یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ (24) وَ غَدَوْا عَلى‏ حَرْدٍ قادِرِینَ (25) فَلَمَّا رَأَوْها قالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ (26) بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ (27) قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ (28) قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا إِنَّا کُنَّا ظالِمِینَ (29) فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ یَتَلاوَمُونَ (30) قالُوا یا وَیْلَنا إِنَّا کُنَّا طاغِینَ (31) عَسى‏ رَبُّنا أَنْ یُبْدِلَنا خَیْراً مِنْها إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا راغِبُونَ (32) کَذلِکَ الْعَذابُ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ (33)

ترجمه: 

بى ‏تردید ما آنان را [که در مکه بودند] آزمودیم همان گونه که صاحبان آن باغ را [در منطقه یمن‏] آزمودیم، هنگامى که سوگند خوردند که صبحگاهان میوه‏‌هاى باغ را بچینند، (17) و چیزى از آن را [براى تهیدستان و نیازمندان‏] استثنا نکردند. (18) پس در حالى که صاحبان باغ در خواب بودند، بلایى فراگیر از سوى پروردگارت آن باغ را فرا گرفت. (19) پس [آن باغ‏] به صورت شبى تاریک درآمد [و جز خاکستر چیزى در آن دیده نمى‏‌شد!] (20) وهنگام صبح یکدیگر را صدا زدند، (21) که اگر قصد چیدن میوه دارید صبحگاه به سوى کشتزار و باغتان حرکت کنید؛ (22) پس به راه افتادند در حالى که آهسته به هم مى‏‌گفتند: (23) امروز نباید نیازمندى در این باغ بر شما وارد شود، (24) و صبحگاه به قصد اینکه تهیدستان را محروم کنند، [مخفیانه] به سوى باغ روان شدند. (25) پس چون [به باغ رسیدند و آن را نابود] دیدند، گفتند: حقا که ما گمراه بوده‌‏ایم [که چنان تصمیم خلاف حقّى درباره مستمندان و تهیدستان گرفتیم.] (26) بلکه ما [از لطف خدا هم‏] محرومیم. (27) عاقل‏ ترینشان گفت: آیا به شما نگفتم که چرا خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصى‏] یاد نمى‏‌کنید [و چرا او را از انتقام گرفتن درمانده مى‏‌دانید؟!] (28) گفتند: پروردگارا! تو را به پاکى مى‏ستاییم، مسلماً ما ستمکار بوده‌‏ایم. (29) پس به یکدیگر رو کرده به سرزنش و ملامت هم پرداختند. (30) گفتند: واى بر ما که طغیان گر بوده‌‏ایم؛ (31) امید است پروردگارمان بهتر از آن را به ما عوض دهد چون ما [از هر چیزى دل بریدیم و] به پروردگارمان راغب و علاقه‏‌مندیم. (32) چنین است عذاب [دنیا] و عذاب آخرت اگر معرفت و آگاهى داشتند بزرگ تر است. (33)

شخصی که در آیه 28 از او یاد شده،‌ یکی از ورثه بوده که مؤمن هم بوده و امر به معروف و نهی از منکر هم کرده، لیکن چون غلبه از آن بدکاران بوده،‌ عذاب آمده و او نیز گرفتار شده که البته مأجور است. در زمان حضرت موسی - علیه السلام- که بنی اسرائیل محکوم به سرگردانی در بیابان تیه شدند، حضرت موسی- علیه السلام - نیز به حکم این که پیامبرشان بود، همراه آنان بود لیکن نه از باب مجازات بلکه از باب ادای تکلیف که نتیجه آن ثواب و ارتفاع درجه و تقرب بیش از پیش او و مؤمنان گرفتار دیگر است. 

آیه