سفارش تبلیغ
صبا ویژن

یادداشت‌‌های جواهری

1. حکم حجاب با نماز و سایر احکام یک تفاوت بنیادین دارد و آن نماد بودن آن است. اگر فردی نماز نخواند نمی‌توان از ترک نماز او مطلع شد مگر این که کسی در وقت کامل نماز با او همراه باشد و به او تذکر بدهد، لیکن اگر زنی در جامعه اسلامی در خیابان بدون حجاب راه برود، غیر مسلمان و یا غیر معمول تلقی می‌شودو یا دست‌کم به مسلمان بودن او پی برده نمی‌شود. اگر به جامعه ناشناخته‌ای وارد شویم، اگر زنان آن جامعه همه با حجاب باشند،‌ تشخیص ما این خواهد بود که جامعه‌ای که به آن وارد شده‌ایم، جامعه مسلمان است، لیکن اگر زنان آن جامعه بی‌حجاب باشند،‌ ما به مسلمان بودن مردمان آن جامعه پی نخواهیم برد مگر آن‌که مسجد یا مساجدی را ببینیم که آن هم نماد دیگری برای جامعه مسلمان است. اگر زنان یک جامعه را بی‌حجاب و با حجاب ببینیم، یا تلقی ما این خواهد بود که مردمان این جامعه از آیین‌های مختلفی هستند و یا این که بخشی از مردم به احکام دین پایبند نیستند و خلاصه مسلمان واقعی نیستند؛ بنابراین، ممکن است برای ترک نماز مجازاتی تعیین نشود ولی برای ترک حجاب بشود. البته حجاب در خارج از جامعه اسلامی در حکم احکام فردی است و داستان خود را دارد.

2. به دلیل نماد بودن آن - گذشته از حیثیت اجتماعی بودن آن که داستان خود را دارد- نظام و حکومت اسلامی در برابر آن وظایفی دارد و می‌باید با وضع قوانینی نسبت به اجرا و برقرار بودن آن اقدام کند.

3. در زمان پیامبر اکرم ص اجرای حکم حجاب به دلیل شرایط ویژه جامعه آن‌ روز نیاز به پاداش و مجازات نداشت، لیکن ممکن است به تشخیص حاکم جامعه اسلامی عصر حاضر به چنین پاداش‌ها و مجازات‌هایی نیاز باشد، تشخیص این مسئله وابسته به شرایط هر عصر است. توضیح این‌که در زمان پیامبر اکرم ص و حتی پیش از اسلام در دوران جاهلیت حجاب کامل حتی با نقاب ویژه همسران افراد قدرتمند و ثروتمند جامعه عرب آن روز بود؛ وقتی اسلام حکم حجاب را اعلان کرد، در حقیقت راه را برای ورود زنان عادی جامعه عرب به منطقه ویژه باز کرد و از این رو کسب اعتبار و تمایز با دون‌پایگان (کنیزها که ممنوع الحجاب بودند) خود به خود به سوی رعایت حجاب حرکت کردند. البته حضور پیامبر اکرم ص و جو معنوی حاکم بر جامعه اسلامی در آن عصر نیز به این حرکت تسریع بخشید و بدون هیچ مخالفتی این حکم اجرا شد. تأخیر در اعلان حکم حجاب نیز به این مسئله مربوط است که در ذیل به آن اشاره می‌شود.

4. حکم حجاب در دو مرحله نازل شد:

*یکم: در مرحله نخست یعنی حدود سال چهارم پنجم بعد از هجرت حکم حجاب ابتدایی نازل شد؛ حجاب ابتدایی چیزی شبیه به همین مانتو روسری بود. این حکم در آیات 30 و 31 و 60 سوره نور نازل و جزئیات آن روشن شد:

- آیات 30 و 31 سوره نورالف) قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَالِکَ أَزْکىَ‏ لهَمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُ بِمَا یَصْنَعُونَ؛ وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بخُمُرِهِنَّ عَلىَ‏ جُیُوبهِنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَائهِنَّ أَوْ ءَابَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنىِ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنىِ أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیر أُوْلىِ الْارْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُواْ عَلىَ‏ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَ لَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یخُفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُواْ إِلىَ اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکم تُفْلِحُونَ.

- آیه 60 سوره نورب) وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ الَّاتىِ لَا یَرْجُونَ نِکاَحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَن یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیر مُتَبرَّجَتِ بِزِینَةٍ وَ أَن یَسْتَعْفِفْنَ خَیرٌ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.

*دوم: در مرحله دوم حکم حجاب کامل (آیه 59 سوره احزاب) در حدود سال‌ هفتم یعنی دو سه سال بعد از حکم حجاب ابتدایی نازل شد و دیگر بعد از آن هیچ حکمی در باره حجاب نازل نشد و حکم حجاب کامل بر همگان ابدی باقی ماند.

- یَأَیها النَّبى قُل لّأزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَالِکَ أَدْنىَ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَ کاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا.

در این حکم با توجه به این که پیش‌تر تکلیف جزئیات روشن شده بود، سخنی از جزئیات نیست؛ البته برای نازل شده آن مقدماتی نیاز بود که طی دو سه سال فاصله بین حجاب ابتدایی و حجاب کامل فراهم شد که فرصت بیان آن‌ها نیست.

5. چنان‌که اشاره شد، مانتو و روسری و یا حتی مانتو و مقنعه مصداق حجاب کامل نیست و با مماشات نهایتاً‌ چیزی بین حجاب ابتدایی و کامل است. توضیح این‌که: در آیه حجاب کامل آمده است: « یُدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ » اما باید توجه داشت که «یدنین» با «الی»، «من» و «لام» به کار می‌رود نه «علی»؛ بنابراین، فعلی در تضمین است که می‌توان از ماده وضع یا لصق در نظر گرفت؛ یعنی:

- یدنین و لا یلصقن علیهن.

- یدنین و لا یضعن علیهن.

هر یک را در نظر بگیریم به موجب بلاغت تضمین حجاب کامل چیزی است که نه به بدن بچسبد و نه از آن فاصله بگیرد و تنها حجابی که در زمان ما از چنین ویژگی‌هایی برخوردار است چادر و عبای زنانه عربی است که نه کامل به بدن می‌چسبد و نه از آن فاصله می‌گیرد.

تذکر مهم

مطلب بالا را در یک کانال گذاشتم، بزرگواری مسائلی مطرح کرد. نگارنده نیز مطالب ذیل را اضافه کرد تا برخی زوایا روشن‌تر شود. مناسب دیدم آن مطالب را نیز در این وبلاگ قرار دهم البته ان‌ شاء الله بحث کامل در کتاب یا مقاله‌ای عرضه خواهد شد.

1. حجاب صرفا یک امر واجب نبود وگرنه حکمش در مکه نازل می‌شد و زنان در خطر نهایتاً مکلف به تقیه می‌شدند و یا در مدینه همان سال اول نازل می‌شد، چرا حکم حجاب ابتدایی حدود سال چهارم و حجاب کامل حدود سال هفتم که تقریبا همه احکام نازل شده بود، فرود آمد؟ پاسخ روشن است؛ چون حکم مهم و دشواری بود که مقدماتی نیاز داشت که تا آن سال‌ها فراهم کردن آن مقدمات که تبیین آن‌ها وقت زیادی می‌خواهد، زمان برد. حجاب حکمی نبود که با شکست مواجه شود و نباید می‌شد و در حقیقت در سال‌های آخر می‌بایست شاکله جامعه اسلامی شکل گیرد. در روایات هست که بعد از نزول حجاب کامل زن‌ها یک چشمی بیرون می‌آمدند؛ یعنی همان شکل که برخی زنان متدین عرب و عجم رو می‌گیرند.
2. اصل بر رعایت حجاب است و زن مسلمان ملزم است با حجاب باشد وگرنه مسلمان واقعی نیست و خللی در ایمان او بروز کرده است. در جامعه اسلامی به معنای واقع که نظام آن نیز اسلامی باشد، زنان همه باحجاب هستند چون همه مسلمان‌اند و روشن است که حجاب ناخودآگاه نقش نماد را دارد؛ زیرا ظاهر است و با یک نگاه می‌توان تشخیص داد که این جامعه با ایمان و مسلمان است. بنابراین، در جامعه اسلامی نمادها برقرارند و اگر جامعه‌ مسلمانان از نماد مسلمانی خالی باشد، ضعف بزرگی دارد که حاکم اسلامی موظف به اصلاح آن است؛ در حقیقت تعریف جامعه اسلامی بر اساس احکام شرع مقدس است نه عرف مسلمانان و رفتار آن‌ها و نظام اسلامی ملزم است نسبت به احکامی که نماد است، حساسیت نشان دهد. البته در جامعه اسلامی افزون بر نمادها که باید با حساسیت تعقیب شود، توجه به احکامی که به نوعی آثار اجتماعی دارد نیز در دستور کار قرار دارد و حجاب افزون بر نماد بودن، از این ویژگی نیز برخوردار است یعنی آثار اجتماعی دارد و از این حیث نیز نظام اسلامی وظایفی بر عهده ‌دارد و باید از حقوق مردم در ایجاد فضای ایمانی دفاع کند.
3. فراتر از این مباحث نظری، فرض کنید سوار کشتی هستید و در اقیانوس آرام حرکت می‌کنید. از کنار شما کشتی‌ای عبور می‌کند که شما نمی‌دانید از کجا آمده و به کجا می‌رود. مسافران آن کشتی روی عرشه برای شما دست تکان می‌دهند. اگر زنان روی عرشه با حجاب باشند، شما بلافاصله به مسلمان بودن آنان پی می‌برید و اگر بی‌حجاب باشند، شما نمی‌توانید حدسی در این باره داشته باشید؛ نماد یعنی همین. اسلام با حکم حجاب یک نماد روشن و فراگیر برای جامعه اسلامی بلکه برای جامعه مسلمانان برگزید و کسانی که حجاب ندارند صرفاً‌ تارک یک حکم واجب نیستند بلکه تنها نماد و یا یکی از دو نماد اسلامیت یک جامعه اسلامی را به سهم خویش نابود کرده‌اند؛ بنابراین مجازات آن‌ها از دو حیث است:‌ زیر پا گذاشتن یک واجب الهی و شرکت در نابودی نماد اسلامیت یک جامعه اسلامی. برعکس آن نیز صادق است؛ زنانی که حجاب را رعایت می‌کنند دو پاداش دارند: به ازای رعایت حکم الهی و شرکت در برپایی نماد اسلامی.